سيل در شهرستان بهشهر



اسلام بر خلاف مذاهب دیگری که توجیه کننده ی فقر را مناسبات زندگی اجتماعی میدانند، بزرگترین آموزش یافته ی مکتبش ابوذر میگوید: “وقتی فقر وارد خانه ای میشود، دین از درب دیگر خارج میشود” و یا پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) که بنیانگذار مکتبی است که همه ما مسلمانان به آن اعتقاد راسخ داریم چه شیوا و ساده بیان فرموده است: “من لا معاش له لا معاد له” کسی که زندگی مادی ندارد زندگی معنوی هم نخواهد داشت. چون؛ شکم خالی هیچ ندارد، جامعه ای که دچار کمبود اقتصادی و مادی است مسلماً کمبود های معنوی بسیاری خواهد داشت و آنچه را که در جامعه های فقیر، آنرا اخلاق و مذهب می نامند، متاسفانه معنویت در آن جایی ندارد.
میخواهم بگویم؛ فقر همه جا سر میکشد …
فقر ، گرسنگی نیست، عریانی هم نیست …فقر ،حتی گاهی زیر شمش های طلا خود را پنهان میکند…
فقر ، چیزی را “نداشتن” است ؛ ولی آن چیز پول نیست ؛ طلا و غذا هم نیست …
فقر ، ذهن ها را مبتلا میکند …
فقر ، اعجوبه ایست که بشکه های نفت در عربستان را تا ته سر میکشد …
فقر ، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفته ی یک کتابفروشی می نشیند …
فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است که روزنامه های برگشتی را خرد میکند …
فقر ، کتیبه ی سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند …
فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود …
فقر ، همه جا سر میکشد …
فقر ، شب را “بی غذا” سر کردن نیست …
فقر ، روز را “بی اندیشه” سر کردن است …
روش های مفید برای بالابردن مهارتهای علمی دانش آموزان
در بین دانش آموزان وقتی که در مدرسه هستند، همیشه عواملی وجود دارند که باعث جلوگیری از پیشرفت تحصیلی و یادگیری آنان می شوند.در این میان روش ها و اعمالی نیز وجود دارند که می توان با عمل به آنها به بالا رفتن مهارتهای علمی و عملی آنان کمک کرد .در این مقاله به بخشی از این موارد اشاره شده است. |
![]() |
صد در صد در کلاس مشارکت داشته باشید
دانش آموزان فکر می کنند، می توانند با استفاده از زمانی که معلم درس می دهد خود را برای کلاس بعدی آماده کنند و با اینکار در زمان صرفه جویی کنند. برای مثال بسیاری از دانش آموزان در کلاس علوم، لغت می خوانند تا خود را برای امتحان زبان ساعت بعدی آماده کنند.
بهترین زمان یادگیری وقتی است که معلم درس می دهد. این زمان دوبرابر مفید تر از زمانی است که دانش آموز در خانه مطالعه می کند. وقتی شما حرفهای معلم را دنبال می کنید، می توانید صحبتهای او را قطع کنید و راجع به مطلبی که متوجه نشدید دوباره سوال کنید. همچنین اگر معلم از شما سوال کرد بهتر می توانید نظر خودتان را بیان کنید.
قبول کنید که همیشه یک جواب درست وجود ندارد
امروزه در مدارس به بچه ها یاد می دهند که همیشه یک جواب درست وجود دارد. اما ما هنوز در علوم ( فیزیک، شیمی و ... ) تمام جوابها را نداریم. بعضی وقتها بهترین کار اینست که تئوریها را گسترش دهیم. درعلوم هر آزمایشی که شامل اطلاعات باشد یک آزمایش قابل اطمینان است. در حقیقت بعضی از بزرگترین کشفیات در زمان ما، از اشتباهات متولد شده اند.
در گروه صحبت کنید
بیشتر پیشرفتهای علوم بوسیله همکاری بین افراد صورت گرفته است. از کارآزمایشگاهی گرفته تا پروژهای گروهی. این مهم است که نظرتان را در گروه بیان کنید. اگر مشکلی هست، ساکت ماندن بدترین کاری است که می توانید انجام دهید. همچنین مطمئن شوید که متوجه حرفی که دیگران می گویند شده اید. مشکلات را نادیده نگیرید و تلاش کنید آنها را حل کنید اما اگر نشد پیش معلمتان بروید و نگرانیهایتان را توضیح دهید. یک معلم خوب به میان گروه می آید تا فعالیت آنها را توسعه دهد.
نکات خوب را بنویسید
کتابهای علوم مقادیر زیادی از اطلاعات را در بر می گیرند اما این برای شما سخت است که بدانید روی چه قسمتهایی از کتاب بیشتر باید تمرکز کنید.مطالبی که شما در کلاس می نویسید نشان می دهد که معلم روی چه قسمتهایی تاکید بیشتری دارد و چه چیزهایی را در امتحان از شما می خواهد.
از منابع مختلف تحقیق کنید
بعد از اینکه معلم در کلاس درس داد، شما نیاز دارید اطلاعات بیشتری در رابطه با درس از منابع مختلف کسب کنید. اینترنت یکی از این منابع فوق العاده است که جدیدترین اطلاعات و تصاویر را دارد. شما به آسانی می توانید دانسته های خود را با چند بار جستجو کردن در اینترنت کامل کنید.
از وسایل کمک آموزشی بصری استفاده کنید
داشتن وسایل کمک آموزشی در خانه بسیار مهم است.( دیدن چیزهایی که به یادگیری شما کمک می کند). شما می توانید با طراحی پوستر، مطالبی که برای امتحان بعدی نیاز دارید بر روی آن بنویسید. با اینکار مطالعات خود را هدفمند می کنید.
بفهمید چرا ؟
مغز انسان این توانایی را دارد که مفاهیم را حفظ کند تا حدی که فهم شما از این مفاهیم را آسان کند. اما مهم اینست که به روابط بین مفاهیم و علل وقوع آنها پی ببرید. برای مثال تصویر شلیک کردن یک اسلحه می تواند به ما کمک کند تا قانون سوم نیوتن را بیاد بیاوریم. ( هرگاه جسمی نیرویی را به جسم دیگری وارد کند، جسم دوم نیرویی مساوی و بر خلاف جهت به جسم اول وارد می کند). وقتی تفنگ شلیک می کند، گلوله را با نیروی زیادی به فاصله ای دور پرتاب می کند، گلوله نیز نیرویی را به تفنگ وارد می کند بحدی که آن را به اندازه چند اینچ به عقب پرتاب می کند.
مهارتهای ریاضی خود را تقویت کنید
برای اینکه در درس علوم پیشرفت کنید باید مهارتهای ریاضی خود را تقویت کنید. ریاضی ارتباط زیادی با علوم دارد. هرگز از کلاسهای ریاضی پیش نیاز برای دروس مختلف علوم چشم پوشی نکنید بخصوص کلاسهای علوم پیشرفته ای که به فهم زیادیاز جبر نیاز دارند.
با سیستم استاندارد آشنا شوید
در علوم از وسایل سنجش استاندارد استفاده می کنند که می تواند برای دانش آموزان گیج کننده باشد. والدین می توانند با صحبت کردن راجع به واحدهای استاندارد به فهم دانش آموزان کمک کنند. والدین می توانند هنگام رانندگی درباره تبدیل مایل بر ساعت به کیلومتر بر ساعت، با فرزندانشان صحبت کنند.ویا درباره تبدیل سانتی متر به میلیمتر و اینچ حرف بزنند و یا اینکه وزن خود را به جای پوند به کیلوگرم بگویید.
ابزار و وسایل لازم را داشته باشید
علوم مختلف به داشتن وسایل لازم و مفید متکی است. هر چیزی را که معلم لازم دارد برایش فراهم کنید. لیستی از وسایل مورد نیاز علوم شامل مدادهای رنگی، ماشین حساب،خط کش استاندارد و یک قیچی کوچک.آشنایی با علوم در دنیای تکنولوژی محور امروز کاملا ضروری است. دانش آموز می تواند با پیروی از این نکات نه تنها شانس گرفتن نمره خوب را بالا ببرد بلکه مفاهیمی را درک کند که به او قابلیت درک بهتر جهان طبیعت را بدهد.
این تست توسط انیشتین طوری طراحی شده که ۹۸% افراد نمیتوانند به آن پاسخ دهند زیرا به منطق بسیار قوی نیاز دارد ، پس شما نیز هوشتان را تست کنید ببینید آیا جزء ۲% افراد هوشمند جهان هستید یا خیر !؟ فرضیات : ۱) در خیابانی، پنج خانه در پنج رنگ متفاوت وجود دارد. ۲) در هر یک از این خانه ها یک نفر با ملیتی متفاوت از دیگران زندگی می کند. ۳) این پنج صاحبخانه هر کدام نوشیدنی متفاوت می نوشند، سیگار متفاوت می کشند و حیوان خانگی متفاوت نگهداری می کنند. حکم: کدامیک از آنها در خانه، ماهی نگه می دارد؟ راهنمایی: ۱) کبوتر در خانه قرمز زندگی می کند. ۲) مرد سوئدی، یک سگ دارد. ۳) مرد دانمارکی چای می نوشد. ۴) خانه سبز رنگ در سمت چپ خانه سفید قرار دارد. ۵) صاحبخانه خانه سبز، قهوه می نوشد. ۶) شخصی که سیگار پال مال می کشد پرنده پرورش می دهد. ۷) صاحب خانه زرد، سیگار دان هیل می کشد. ۸) مردی که در خانه وسطی زندگی میکند، شیر می نوشد. ۹) مرد نروژی، در اولین خانه زندگی می کند. ۱۰) مردی که سیگار بلندز می کشد در کنار مردی که گربه نگه می دارد زندگی می کند. ۱۱) مردی که اسب نگهداری می کند، کنار مردی که سیگار دان هیل می کشد زندگی می کند. ۱۲) مردی که سیگار بلو مسترمی کشد، آبجو می نوشد. ۱۳) مرد آلمانی سیگار پرینس می کشد. ۱۴) مرد نروژی کنار خانه آبی زندگی می کند. ۱۵) مردی که سیگار بلندز می کشد همسایه ای دارد که آب می نوشد
با تو، همه ی رنگهای این سرزمین مرا نوازش می کند
با تو، آهوان این صحرا دوستان همبازی من اند
با تو، کوه ها حامیان وفادار خاندان من اند
با تو، زمین گاهواره ای است که مرا در آغوش خود می خواباند
و ابر، حریری است که بر گاهواره ی من کشیده اند
و طناب گاهواره ام را مادرم، که در پس این کوه ها همسایه ی ماست در دست خویش دارد
با تو، دریا با من مهربانی می کند
با تو، سپیده ی هر صبح بر گونه ام بوسه می زند
با تو، نسیم هر لحظه گیسوانم را شانه می زند
با تو، من با بهار می رویم
با تو، من در عطر یاس ها پخش می شوم
با تو، من در شیره ی هر نبات میجوشم
با تو، من در هر شکوفه می شکفم
با
تو، من در هر طلوع لبخند میزنم، در هر تندر فریاد شوق می کشم، در حلقوم
مرغان عاشق می خوانم و در غلغل چشمه ها می خندم، در نای جویباران زمزمه می
کنم
با تو، من در روح طبیعت پنهانم
با تو، من بودن را، زندگی را، شوق را، عشق را، زیبایی را، مهربانی پاک خداوندی را می نوشم
با
تو، من در خلوت این صحرا، در غربت این سرزمین، در سکوت این آسمان، در
تنهایی این بی کسی، غرقه ی فریاد و خروش و جمعیتم، درختان برادران من اند و
پرندگان خواهران من اند و گلها کودکان من اند و اندام هر صخره مردی از
خویشان من است و نسیم قاصدان بشارت گوی من اند و بوی باران، بوی پونه، بوی
خاک، شاخه ها ی شسته، باران خورده، پاک، همه خوش ترین یادهای من، شیرین
ترین یادگارهای من اند.
بی تو، من رنگهای این سرزمین را بیگانه میبینم
بی تو، رنگهای این سرزمین مرا می آزارند
بی تو، آهوان این صحرا گرگان هار من اند
بی تو، کوه ها دیوان سیاه و زشت خفته اند
بی تو، زمین قبرستان پلید و غبار آلودی است که مرا در خو به کینه می فشرد
ابر، کفن سپیدی است که بر گور خاکی من گسترده اند
و طناب گهواره ام را از دست مادرم ربوده اند و بر گردنم افکنده اند
بی تو، دریا گرگی است که آهوی معصوم مرا می بلعد
بی تو، پرندگان این سرزمین، سایه های وحشت اند و ابابیل بلایند
بی تو، سپیده ی هر صبح لبخند نفرت بار دهان جنازه ای است
بی تو، نسیم هر لحظه رنج های خفته را در سرم بیدار میکند
بی تو، من با بهار می میرم
بی تو، من در عطر یاس ها می گریم
بی تو، من در شیره ی هر نبات رنج هنوز بودن را و جراحت روزهایی را که همچنان زنده خواهم ماند لمس می کنم
بی تو، من با هر برگ پائیزی می افتم
بی تو، من در چنگ طبیعت تنها می خشکم
بی تو، من زندگی را، شوق را، بودن را، عشق را، زیبایی را، مهربانی پاک خداوندی را از یاد می برم
بی
تو، من در خلوت این صحرا، در غربت این سرزمین، در سکوت این آسمان، در
تنهایی این بی کسی، نگهبان سکوتم، حاجب درگه نومیدی، راهب معبد خاموشی،
سالک راه فراموشی ها، باغ پژمرده ی پامال زمستانم.
درختان
هر کدام خاطره ی رنجی، شبح هر صخره، ابلیسی، دیوی، غولی، گنگ وپرکینه
فروخفته، کمین کرده مرا بر سر راه، باران زمزمه ی گریه در دل من، بوی پونه،
پیک و پیغامی نه برای دل من، بوی خاک، تکرار دعوتی برای خفتن من، شاخه های
غبار گرفته، باد خزانی خورده، پوک، همه تلخ ترین یادهای من، تلخ ترین
یادگارهای من اند.
وصیت نامه داریوش بزرگ هخامنشی اینک من از دنیا میروم بیست وپنج کشور جزء امپراتوری ایران است. و در تمام این کشور ها پول ایران رواج دارد وایرانیان در آن کشور ها دارای احترام هستند . و مردم کشور ها در ایران نیز دارای احترام هستند.
جانشین من خشایار شا باید مثل من در حفظ این کشور ها بکوشد . وراه نگهداری این کشور ها آن است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب وشعائر آنان را محترم بشمارد.اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور در یک زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو میباشد . زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست . البته به خاطر داشته باش تو باید به این ذخیره بیفزایی نه اینکه از آن بکاهی . من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن ، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند ، اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان . مادرت آتوسا برمن حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .
ده سال است که من مشغول ساختن انبار های غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبار ها را که از سنگ ساخته می شود وبه شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبار ها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن بوجود نمی آیند و غله در این انبار ها چند سال می ماند بدون اینکه فاسد شود و توباید بعد از من به ساختن انبار های غله ادامه بدهی تا اینکه همواره آذوقه دو و یا سه سال کشور در آن انبار ها موجود باشد . و هر ساله بعد از اینکه غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبار ها برای تامین کسری خواروبار از آن استفاده کن و غله جدید را بعد از اینکه بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوغه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود .هرگز دوستان وندیمان خود را به کار های مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است . چون اگر دوستان وندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمایند نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری رعایت دوستی بنمایی .کانالی که من میخواستم بین شط نیل و دریای سرخ بوجود بیاورم هنوز به اتمام نرسیده و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد تو باید آن کانال را به اتمام برسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آنقدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینکه در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند ، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی . با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغ گو و متملق را به خود راه نده ، چون هردوی آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغ گو را از خود دور نما . هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن ، و برای اینکه عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند ، قانون مالیات وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت .افسران وسربازان ارتش را راضی نگه دار و با آنها بدرفتاری نکن . اگر با آنها بد رفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند . اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آنها اینطور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا اینکه وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند.امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده وبگذار اتباع تو بتوانند بخوانند وبنویسند تا اینکه فهم وعقل آنها بیشتر شود وهر چه فهم وعقل آنها بیشتر شود ، تو با اطمینان بیشتری میتوانی سلطنت کنی . همواره حامی کیش یزدان پرستی باش . اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هرکس باید آزاد باشد و از هر کیش که میل دارد پیروی نماید .بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم . بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کرده ام بر من به پیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار . اما قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هرزمانی که میتوانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی ، که من پدر تو پادشاهی مقتدربودم و بر بیست وپنج کشور سلطنت میکردم ،مردم و تو نیز مثل من خواهی مرد . زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد ، خواه پادشاه بیست وپنج کشور باشد خواه یک خارکن و هیچ کس در ان جهان باقی نخواهد ماند . اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت را ببینی ، غرور وخود خواهی برتو غلبه خواهد کرد ، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی ، بگو قبر مرا مسدود نمایند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا ینکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند .زنهار زنهار ، هرگز هم مدعی وهم قاضی نشو اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بیطرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد . و رای صادر نماید . زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم باشد ظلم خواهد کرد .هرگز از آباد کردن دست برندار . زیرا که اگر از آباد کردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت زیرا این قاعده است که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود . در آباد کردن ، حفر قنات و احداث جاده وشهر سازی را در درجه اول قرار بده .عفو وسخاوت را فراموش نکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ، ولی عفو باید فقط موقعی بکار بیفتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو خطا را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .بیش از این چیزی نمیگویم این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در اینجا حاضر هستند ، کردم . تا اینکه بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس میکنم مرگم نزدیک شده است
بیل گیتس متوجه ناراحتی پیشخدمت شد و سوال کرد : چه اتفاقی افتاده؟
پیشخدمت : من متعجب شدم ....
بخاطر اینکه در میز کناری پسر شما 50 دلار به من انعام داد در
درحالی که شما که پدر او هستید و پولدار ترین انسان روی زمین هستید فقط 5دلار انعام می دهید !
گیتس خندید و جواب معنا داری گفت :
او پسر پولدار ترین مرد روی زمینه و من پسر یک نجار ساده ام